آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - كتاب ، كتابخانه ها و مجلات در كشورهاى اسلامى - اسلامى سيد حسن
كتاب ، كتابخانه ها و مجلات در كشورهاى اسلامى
اسلامى سيد حسن
به تازگى دايرةالمعارفى چهارجلدى درباره جهان معاصر اسلام و با عنوان The oxford Encyclopedia of the Modern Islamic world زير نظر جان. ل. اسپوزيتو در آمريكا منتشر شده است.
نويسندگان مدخلهاى اين دايرةالمعارف از مليتها و كشورهاى مختلف ـ از جمله كشور خودمان ـ هستند. مدخلهاى اين دايرةالمعارف اگرچه گاه بسيار كوتاه و موجز است, به دليل تازه بودن و داشتن اطلاعات جديد, خواندنى است. گفتگو درباره اين دايرةالمعارف و ارزيابى آن مجالى ديگر مى طلبد. در اينجا سه مدخل كه از جهت موضوع ارتباط نزديكى با يكديگر دارند, انتخاب و ترجمه شده است. مدخلها و نويسندگان آنها به ترتيب عبارتند از: (نشر كتاب Book Publishing جلد اول, ص٢٢٦ـ٢٢٩) نوشته مايكل دبليو. آلبين (رئيس بخش سفارش كتابخانه كنگره آمريكا), كتابخانه ها libraries, جلد سوم ص٢ـ٤, نوشته يحيى منسترا (كتابدار دانشگاه بين المللى اسلامى مالزى) و متون ادوارى Perudical literauture جلد سوم, ص٣٠٨ـ٣١١, نوشته منور احمد انيس سردبير Perudica Islamica در كوالا لامپور. اين نكته نيز افزودنى است كه در پايان هر مدخل كتابشناسى آن آمده است. ليكن به دليل در دسترس نبودن عنوانهاى اصلى و ترجمه نشدن آنها, از نقلشان خوددارى شد.
نشر كتاب
بايد ميان چاپ و نشر كتاب در كشورهاى اسلامى و چاپ و نشر آثار اسلامى, تفاوت گذاشت. نخستين شامل چاپ آثار مسيحى از قرن هفدهم تا به امروز, همچنين انتشار كتابهاى غيردينى چون كتابهاى درسى, آثار ادبى و مجلات عمومى مى شود كه ريشه هاى همه آنها به قرن هيجدهم استانبول و چاپخانه بولاق قاهره در قرن نوزدهم مى رسد. دومى; يعنى نشر اسلامى كه موضوع اين مدخل است ـ در نيمه دوم قرن نوزدهم گسترش يافت; با آغازى فروتنانه تا به دست آوردن حضورى كوبنده در وضع نشرِ خاورميانه امروز.
يكى از دلايل تأخير در چاپ آثار اسلامى, اكراه سنتى نسبت به تأسيس چاپخانه اى براى آثار دينى بود. ابراهيم موتفريكاى مشهور (١٦٧٤ـ ١٧٥٤م) پيشتاز چاپ در خاورميانه بيش از يك دهه را صرف قانع كردن سلطان عثمانى و شيوخ او كرد و كوشيد به آنها ثابت كند كه چاپ نه تنها خطرى براى فرهنگ اسلامى ندارد كه حتى مى تواند براى رويارويى با قدرتهاى اروپايى, منافعى را متوجه دولت عثمانى كند. او در سال ١٧٢٠ ميلادى در رساله خود درباره چاپ استدلال مى كند كه مسلمانان بهتر از مسيحيان يا يهوديان كتاب مقدس خود را حفظ كرده اند, امّا كتابها در اثر مصيبتهايى چون حمله مغول يا اخراج از اسپانيا از بين رفته است. از جمله امتيازهاى چاپ اين است كه آموزش را ميان مسلمانان توسعه مى دهد; كتابها ارزانتر و در نتيجه ميان مردم گسترده تر مى شود; خواندن آنها آسانتر و دوامشان بيشتر است و سلطان عثمانى مى تواند با حذف آثار فساد برانگيز و انحرافيِ چاپ شده در اروپا, منافع اين صنعت را متوجه مسلمانان كند و اعتبار لازم را به دست آورد.
سالهاى بعد موتفريكا اجازه يافت چاپخانه اى داير كند, مشروط بر آنكه از چاپ آثار دينى بپرهيزد و او با صراحت اين شرط را پذيرفت. اين محدوديت آشكار درباره چاپ آثار دينى چون قرآن, حديث و فقه, چاپگران مسلمان و ناشران را بيش از صدسال عقب انداخت. شيوخ با اعتماد به كنترل خويش بر ساختار آموزش سنتى, دليلى براى اصلاح ارتباطات از طريق صنعت چاپ نمى ديدند; خطبه هاى نماز جمعه, مدرسه و نسخه هاى خطى, علوم به دست آمده را حفظ مى كردند و وسيله اى براى نگهداشت ديانت مردم بودند. اين شيوه براى مسلمانِ ناآگاه فرهنگ مطمئنى به شمار مى رفت, در حالى كه ايده هاى دينى جديدى همچون ايده هاى ابن تيميه (١٢٦٣ـ ١٣٢٨م) يا محمد بن على سنوسى (١٧٨٧ـ١٨٥٩م), از طريق نفوذ مبلغان يا جلسات صوفيان كه در سطحى وسيع براى توده هاى بى سواد تشكيل مى شد, به تدريج رسوخ مى كرد.
به طور كلى, چاپ در زمينه موضوعات اسلامى در مناطق اصلى اسلامى (امپراتورى عثمانى و ايران) و به زبانهاى اصلى اسلامى (عربى, فارسى و تركى) تا نيمه دوم قرن نوزدهم پديدار نگشت. در استانبول موتفريكا و جانشينان بلافصل او هيچ كتابى در موضوعات اسلامى چاپ نكردند و در طول قرن نوزدهم نشر در استانبول خصلت غيردينى خود را حفظ كرد. اگرچه شواهدى دال بر زمينه عكس العمل در برابر اروپايى شدن در قالب رساله هاى چاپ سنگى برضد نوآوريهاى غربى چون تلگراف و كشتى بخار وجود دارد.
در مصر نيز قضيه چندان تفاوتى نداشت. در آنجا تأكيد بر موضوعات مربوط به تكنولوژى مدرن با حضور تاريخ و آثار ادبى بود. محمدعلى پاشا (١٧٧٠ـ ١٨٤٨م) چاپخانه معروف خود را در بولاق به سال ١٨٢٢ تأسيس كرد. محمدعلى كه عملاً مستقل از استانبول و پيش از آنكه به مباحث لاهوتى گرايش داشته باشد, مردى عملگرا بود, صنعت چاپ را براى هدف بزرگترى مى خواست, يعنى تأسيس دولتى مدرن كه قدرت بازدارندگى در برابر قدرتهاى اروپايى و نيز سلطان عثمانى را داشته باشد. از اين رو چاپخانه بولاق طى دوران شكوفايى خود, ميان سالهاى ١٨٢٢ـ١٨٤٠ بر كارهايى كه ارزش عملى داشت متمركز گشت و كتابهاى اندكى با محتواى دينى چاپ كرد.
ايران مسأله كاملا متفاوتى است. در آنجا چاپخانه در سال ١٨١٢ به خواست برخى افراد غيرمسلمان به تبريز وارد شد. اگرچه انگيزه چاپ عمدتاً غيردينى بود, انتشارات دينى پيشتر از استانبول يا قاهره آغاز شد. مدركى نشان مى دهد كه (منوچهرخان) نامى ,كتابهاى دينى را در تهران در دهه بيست قرن نوزدهم چاپ مى كرد.(زاد المعاد) ـ راهنماى ادعيه و زياراتى كه محمدباقر مجلسى رهبر مذهبى پركار قرن هفدهم آن را نوشته است ـ نزديك به بيست بار در تهران, تبريز و لكنهو در هند چاپ شد. با اين همه گسترش صنعت چاپ, حتى پس از تأسيس نخستين مدرسه اى كه نظام تعليماتى اروپايى را به كار گرفت; يعنى دارالفنون يا انسيستوى پلى تكنيك در سال ١٨٥١ به كندى صورت گرفت. كتابهاى درسى, جزوات و ترجمه هايى از زبانهاى اروپايى براى اين مدرسه مورد نياز بود. اما تكنيك و متدهاى چاپ, به ناشران خصوصى امكان توليد كتاب را در موضوعات متنوعى از جمله موضوعات دينى فراهم مى كرد. قطعاً روحانيت از كادر وسيعى از افراد تحصيل كرده و بانفوذ برخوردار بود. آنان به آرامى چاپ را به عنوان ابزارى براى تبليغ عقايد دينى به كار گرفتند و به تواناييهاى آن در جريان قيام تنباكو در دهه نودِ قرن نوزدهم بخوبى پى بردند. اگرچه ما درباره علت اين تغيير چيز زيادى نمى دانيم, امّا اين را مى دانيم كه در پايان اين قرن آثار دينى, دايمى ترين فروشندگان را در كشور داشت.
تعيين دقيق زمانى كه صنعت چاپ در منطقه به نشر تبديل شد, دشوار است; زيرا نخست تمايز ميان اين دو فعاليت, ظريف است و دوم آنكه تحقيقات بيشترى درباره حيات فرهنگى ميان ١٨٦٠ تا پايان اين قرن مورد نياز است. به نظر مى رسد كه چاپگران دولتى مهارتى درباره آنچه بايست چاپ مى كردند و در اختيار خوانندگان قرار مى گرفت, نداشتند. به اين معنا هيچ يك از چاپخانه هاى اوليه دولتى حقيقتاً ناشر نبودند. نشر بيش از همه تجارت كتاب است و ناشران موفق نيازمند عرضه ثابت عناوينى از سوى نويسندگان يا ذخيره آثار كلاسيك موجود, مهارت در شيوه و تكنيك توليد ماشينى (مراد, چاپ كردن است), بازاريابى و گستره خوانندگان بودند كه هيچ يك از اينها پيشتر وجود نداشت.
مصر در دوران حاكميت عباس و اسماعيل ممكن است حق مطلب را ادا كرده باشد. دوره بحرانى ميان چاپ و نشر به نظر مى رسد در زمان حاكميت خديو عباس (يعنى از ١٨٤٩ تا ١٨٥٤) و خديو سعيد (از ١٨٥٤ تا ١٨٦٣) پديدار شد. اين دوران براى نشر در مصر, دورانى پرآشوب به شمار مى رود. چاپخانه بولاق كه در سالهاى آخر حاكميت محمدعلى به حال احتضار افتاده بود, بسختى با بستن قراردادهاى چاپ, جانى دوباره يافت. از اين گذشته چاپخانه هاى رقيب ـ چه دولتى و چه خصوصى ـ براى كار رقابت مى كردند. اشخاص با اين چاپخانه ها براى چاپ آثار دينى و ادبيات كلاسيك به زبانهاى عربى و تركى قرارداد مى بستند. در اين زمان شيوخ, محافظه كاريِ پيشين خود را در قبال صنعت چاپ كنار گذاشته بودند, مثالهاى متعددى از اقدام آنان براى سرمايه گذارى در زمينه چاپ كتاب به دلايل اخلاقى و سوددهى مالى آن, خبر مى دهند. يكى از پرفروشترين و موفق ترين ناشران آن روزگار (بدرالمنير) بود. علاوه بر ديگر آثار قرن دهم, چهارده اثر دانشمند شافعى, عبدالوهاب الشعرانى طى سالهاى ١٨٥٨ـ ١٨٦١ (پاره اى به وسيله ناشران خصوصى و برخى هم در چاپخانه بولاق طبق قراردادهاى خصوصى) به چاپ رسيد. در اين دوران بود كه اقدام مخاطره آميز براى چاپ قرآن شكست خورد. ديگر كتابهاى اساسى درباره عقايد اسلامى كه به چاپ رسيدند, عبارت بودند از صحيح بخارى (در ١٨٥٣) كه مجموعه اساسى احاديث پيامبر است; فتوحات مكيه ابن عربى (در ١٨٥٧) و همچنين روح البيان فى تفسير القرآن كارى مردم پسند نوشته اسماعيل حقى در كنار ديگر كارها در سال ١٨٥٩ چاپ شد. افزون بر مشكل چاپ سنگى, كتابشناسى جامعى از آنچه بسختى چاپ شد, روح چاپ را در آن زمان نشان مى دهد. به دليل ارزانى تكنولوژى اين نوع چاپ, ايران, مصر و تركيه شاهد گسترش آثارِ پرطرفدار بودند. اين كتابها برخلاف كتابهايى كه به وسيله چاپخانه هاى قويتر دولتى كه به دليل كيفيت خوب و امكان حفاظت آنها در كتابخانه ها, همچنان خوانندگان به دنبال آنها بودند, با طرحى خام و شكلى ضعيف درباره موضوعات دينى عرضه مى شدند و از اين رو محكوم به فنا بودند.
مى توان گفت, انتشارات معاصر, فراتر از انتظار مسلمانان براى تبليغ عقايد هنگامى كه دانش مردم و اعمال اسلامى آن را ضعيف ديدند, رشد كرد. بى توجه به آغاز اين نقطه عطف, نتيجه اش ريزش و فراوانى كتابها چه از نظر گستره موضوعى و چه گستره جغرافيايى بدان حد بود كه امكان ندارد اين پديده را در اين مختصر بررسى كرد.
مى توان تمايزى ميان كارهاى (تراثى) و (تبليغى) قائل شد ناشران هريك, منشورات خود را به اين يا آن حوزه اختصاص دادند. يوسف البستانى ناشرى پيشرو در قاهره در كاتالوگى كه در سال ١٩٣٤ منتشر كرد, عنوانهاى اندكى در موضوع دوم عرضه كرد, اما گرايش مشخصى به موضوع نخست به نمايش گذاشت. كارهاى (تراثى) غالباً شامل تجديد چاپ آثار كلاسيكِ علوم اسلامى است. گاه نيز موضوعات داغ عرصه را تسخير مى كردند و به چاپ مى رسيدند. مانند اثر جدلى مصطفى الكرميلى در سال ١٩٢١ برضد وهابيان با عنوان (رسالة السنيين).
در سالهاى بعد ناشران خصوصى در قاهره و بيروت نشر هر دو نوع كتابها را براى بازار عمومى آغاز كردند. با گسترش سواد, هر دو نوع از مكتوبات اسلامى مى توانست براى آنان سودآور باشد. همچنين ناشران مصرى به دليل نزديكى شان به الازهر و مجامع وابسته به آن كارشان رونق يافت. آنان با عرضه چاپهاى ارزانى از آثار كلاسيك براى استفاده دانشجويان به بازارِ خود, گرمى بيشترى مى دادند. اينك آثارى در همه شاخه هاى دانش اسلامى به مرحله چاپ رسيده و در كيوسكها و بازارهاى رنگين كتاب در محله الازهر در قاهره عرضه مى شود. در همه كشورهاى اسلامى مشتاقانه در جستجوى اين چاپها هستند.
ناشران دولتى نيز, نشر در اين حوزه را ادامه مى دهند. برخى ناشران مانند (الهيئة المصرية العامة للكتاب) كتابهاى خود را از طريق كتابفروشيهاى دولتى يا كتابفروشان خصوصى به فروش مى رسانند. ديگران مانند وزارتخانه هاى فرهنگ يا اداره موقوفات مذهبى در عمان, مراكش و ايران همچنان اين شيوه ديرينه را دنبال مى كنند كه آثار خود تنها ميان محققان و جماعتهاى تحصيل كرده, توزيع مى كنند.
ناشرانى چون (دارالغرب الاسلامى) و (دارالجيل) از نظر فنى بزرگترين و موفقترين ناشرانى هستند كه در بيروت به نشر كارهاى (تراثى) مشغولند. جنگ مصيبت بار لبنان از سال ١٩٧٥ تا ١٩٨٥ بر اين چاپگران و ناشران تجارى آثار اسلامى تأثير چندانى نداشت, چرا كه بازار وسيعى در خليج [فارس] و شبه جزيره عربستان براى عناوينى گشوده شد كه پيشتر يا كمياب بود و در رديف گنجينه هاى خطى پنهان گشته بود و يا در صورت چاپ از رده خارج شده بود و ديگر در دسترس نبود. اين عناوين بيشتر به صورت چند جلدى و معمولاً با جلدهايى از چرم مصنوعى و مزين به خوشنويسى و زركوب, براى هركسى كه يكى از كتابفروشيهاى كشورهاى مسلمان يا مغازه هاى ويژه خاورميانه در ايالات متحده اروپا را ديده باشد, آشناست.
آثار (تبليغى) نيز ناشران و خوانندگان خود را دارد. اين مقوله گسترده از آثار شامل تفسير عميق و روشنفكرانه اى از حيات روحانى و فرهنگى اسلام مى شود; مانند آثار محمد غزالى و محمد عماره از مصر, كه (دارالشروق) آنها را منتشر كرده است. فارغ التحصيلى از (دارالعلوم) دانشگاه معتبر قاهره به نام محمد المعلم اين شركت انتشاراتى برجسته را در سال ١٩٥١ پايه گذارى كرد. در آغاز نام شركت (دارالكلام) بود و بلافاصله سودآور شد. موفقيت آن توجه مقامات دولت سوسياليستى جمال عبدالناصر را جلب كرد و آنان شركت را ملى كردند. المعلم شركت دولتى شده را مدت كوتاهى سرپرستى كرد و پس از آن در شركت انتشاراتى جديد و مستقلى سرمايه گذارى كرد و آن را (دارالشروق) ناميد. او زمانى كوتاه به سبب بى باكى خود زندانى شد و پس از آزادى, مصر را به سوى بيروت ترك كرد و در آنجا به نشر آثار برانگيزاننده نويسندگان مسلمانى چون سيد قطب ادامه داد و پس از مرگ ناصر به مصر بازگشت. اينك (دارالشروق) در مصر, لبنان و عربستان شعبه دارد و كتابهاى (تراثى) و (تبليغى) را منتشر مى كند.
امروزه هر كشور عرب و مسلمان صاحب مراكز انتشاراتى در زمينه آثار تراثى و تبليغى است. همچنين هريك برگزيده اى از مجلات دينى پرطرفدار و به صورت بخش دين در پيايندهاى عمومى دارد. مثالها از (مجله الازهر) در مصر تا تفسير سياسى از ديدگاهى اسلامى در تمام مسائل بزرگ روزانه مصر, گسترش يافته است.
در تركيه بار ديگر دين موضوعى مطلوب همگان و منبعى سودآور براى ناشران و كتابفروشان شده است. آثار ترجمه شده از عربى به تركيِ معاصر, كتابفروشيهاى استانبول را پركرده است. مسلمانان تركيه اينك امكان دسترسى به نوشته هاى مسلمان مصرى, شهيد سيد قطب را يافته اند. در حالى كه همچنان در انتظار ترجمه آثار فاتح مصرى نوبل, نجيب محفوظ هستند.
آمار نشر كتابهاى دينى به صورت درصدى از همه انتشارات كشورهاى اسلامى در دسترس يا به گونه مفيدى دقيق نيست, ليكن ناشران منطقه متفقاً بر اين باورند كه موضوعات دينى طى پانزده سال گذشته بر تجارت نشر مسلط بوده است. اغراق آميز نيست اگر گفته شود كه درآمد حاصل از كتابهاى دينى است كه بسيارى از ناشران يا كتابفروشان را به نان و نوايى رسانده است.
ترجمه انگليسى كتابهاى كلاسيك مربوط به عقايد اسلامى و همچنين آثار آموزشى و دينى, اخيرا گسترش عام يافته است. آثار كلاسيك موجود به زبان انگليسى و در دسترس شامل ترجمه هاى متعددى از قرآن به همراه تفسيرهايى از شخصيتهاى مبرزى چون مرحوم ابوالاعلى مودودى پاكستانى و مبلغ مصرى محمد متولى الشعراوى است.
گزيده آثارى از مجموعه متون اسلامى چون زندگانى پيامبر, حديث, اصول فقه و راهنماهاى ادعيه, حج و ديگر شعائر نيز در دسترس است. اين آثار از بركت شرق شناسان غربى و دانشمندان مسلمان بويژه از شبه قاره هند قابل دسترسى است. آثار سيد قطب و معلم و نويسنده ايرانى على شريعتى, متفكران مسلمان نيمه قرن بيستم كه زمانى آثارشان در كشورهايشان ممنوع بود و خود به شهادت رسيدند, نيز به زبان انگليسى در دسترس است.
سرانجام, در بررسى نشر اسلامى امروز, نشر آثار سمعى و بصرى را هم بايد به شمار آورد. اعمال مذهبى مسلمان در اين گونه هاى نسبتاً نو ثبت مى شود. مستندسازان درپى نشان دادن غنا و تنوّع حيات روحانى و فرهنگى مسلمانان, از جنوب شرقى آسيا تا آفريقاى غربى, به بينندگان انگليسى زبان هستند. بى شك اين رسانه ها مى توانند بشدت مؤثر باشند; نقش آنها در انتقال پيام آيةالله [امام] خمينى از تبعيدگاه به هموطنان خود در سطح وسيعى مورد توجه قرار گرفته است. همچنين مسلمانان از تلويزيون كابلى و كانالهاى عمومى كوچك و تجارى در ايالات متحده استفاده مى كنند. همه اينها بايد به عنوان جديدترين شكل حركتى شناخته شود كه فروتنانه يكصدوپنجاه سال پيش در چاپخانه هاى كوچك آغاز شده بود.
كتابخانه ها
همچون ديگر مظاهر تمدن اسلامى, كتابخانه هاى اسلامى چنان گذشته شكوهمندى داشته است كه مسلمانان امروز مى كوشند به آن سطح دست يابند. دانش دوستى مسلمانان, بطور طبيعى فرهنگ كتابت و حفاظت از كتابها را پديد آورد. امروزه گستره ادبيات مكتوب چنان چالشهاى گوناگونى زاييده است كه كتابداران مسلمان بر آن شده اند براى يافتن راههاى مناسب مديريت كتابشناختى آنها بكوشند.
قرآن كريم, براى نخستين بار فرهنگ كتابت را جايگزين فرهنگ شفاهى عربها كرد. همزمان با آغاز سنت هديه كردن قرآن به مساجد به وسيله مسلمانان, عمليات نگهدارى مواد مكتوب گسترش يافت; به دليل نيازهاى مذهبى, سواد رايج شد و كاتبان حرفه اى پاگرفتند. قرآن كريم با فرمان (اقرأ) زمينه لازم براى توليد آموزش, ادبيات و رشد سازماندهى و مديريت مجموعه هاى كتاب; يعنى كتابخانه ها را فراهم كرد.
نخستين كتابخانه ها در دوران اموى پديدار شد. كتابهاى كم اما فعاليتهاى ادبى و مجموعه سازى قابل ملاحظه اى از آن روزگار به جا مانده است. خالد بن يزيد (متوفاى ٧٠٤) مردى اديب و كتاب بازى حرفه اى بود. نخستين مجموعه ها متعلق به كتابخانه هاى مساجد و كتابخانه هاى خصوصى بود و بعدها نوبت به كتابخانه هاى خلافتى, آكادميك و كتابخانه هاى عمومى رسيد. مساجد غالباً تأمين كننده اصلى خدمات كتابخانه اى بودند.
منصور دومين خليفه عباسى (خلافت ٧٧٥ـ٧٥٤م) دارالترجمه اى در بغداد تأسيس كرد كه زمينه مناسبى بود براى پيدايش كتابدارى كلاسيك اسلامى; يعنى (بيت الحكمة) كه در سال ٨٣٠م به دست مأمون (خلافت ٨١٣ ـ ٨٣٣) ايجاد گشت. بيت الحكمه تنها كتابخانه نبود, بلكه به ترجمه متون متعلق به ديگر تمدّنها نيز ادامه مى داد و دربرگيرنده مجمعى از دانشمندان بود و بدين ترتيب مركزى براى تبادل اطلاعات و شناخت جهان اسلام و دادوستد فرهنگى به شمار مى رفت. ديگر حاكمان اين دوران نيز مراكزى مشابه آن ايجاد كردند; مانند دارالعلم حكيم به دست فاطميان در قاهره و كتابخانه بزرگ اسپانياى دوران اموى در كوردوا كه حدود چهارصد هزار جلد كتاب داشت. همچنين شكوفايى مدارس, گسترش مهم كتابخانه هاى آكادميك را با خود به همراه داشت.
توليد انبوه كتاب و تحصيل آنها به وسيله كتابخانه ها در حجم بالا, تنها پس از جايگزينى كاغذ به جاى پوست ـ كه گرانتر بود ـ ممكن گشت. در نيمه قرن هشتم ميلادى صنعت كاغذسازى از طريق چين به جهان اسلام وارد شد و ابتدا در سمرقند معرفى و در آنجا معمول شد. اين تكنيك از آنجا به سمت غرب سرزمينهاى اسلامى; يعنى دمشق, قاهره و اسپانيا گسترش يافت و ناگهان كاغذ به صورت گسترده اى مورد استفاده و در دسترس قرار گرفت. توليد و توزيع كتابها با حرفه و شخص (ورّاق) گره خورده بود; فروشنده كاغذ, استنساخ كننده, كتابفروش و در موارد بسيار دانشمند و نويسنده اى به معناى واقعى كلمه.
ابن نديم, وراق نامدار در سال ٩٨٧ ميلادى كتابشناسيِ عظيم و برجسته اى باعنوان (الفهرست) تدوين كرد و در آن هر كتابى را كه به دست گرفته, ديده و يا درباره آن مطلبى خوانده بود, توصيف نمود. اين كتاب همچنان به عنوان مرجعى براى مطالعه تاريخ و فرهنگ كتابخانه آن دوران به شمار مى رود.
نقطه عطف كتابشناختى بعدى, كار كاتب چلبى استانبولى (١٦٠٩ـ١٦٥٧) بود كه گاه به عنوان حاجى خليفه شناخته مى شود. اين كتابشناس با ديدن كتابخانه هاى بزرگ استانبول (كشف الظنون) را نوشت و در آن حدود ١٤٥٠٠ عنوان را براساس ترتيب الفباى عنوان, توصيف كرد. اين كتاب همچنان نگاهى مختصر به علوم و هنرها داشت.
بعدها بتدريج كتابخانه هاى بزرگ بر اثر بى توجهى يا الحاق مجموعه هاى خود به مجموعه هاى ديگر از هم پاشيدند. كتابها همواره در معرض خطرات و نابوديِ ناشى از حوادث طبيعى چون آتش, سيل, پوسيدگى و مانند آنها بود. همچنين تخريب و سوزاندن كتابها به وسيله مغولها در بغداد و بازجويان دادگاههاى تفتيش عقايد در اسپانيا را نبايد فراموش كرد.
دوران استعمار اروپايى شاهد انتقال هزاران نسخه خطى از جهان اسلام به كتابخانه ها و مجموعه هاى خصوصى غرب بود. مهمترين كتابخانه هايى كه اينك اين نسخه ها را در خود دارند, عبارتند از: كتابخانه انگلستان, بيبليوتك ملى فرانسه و كتابخانه دانشگاه پرينستون.
برخى مجموعه هاى خطى قابل توجه در جهان اسلام, امروزه در كتابخانه هاى (توپكاپى سراى) و (سليمانى كتبهانسى) در استانبول, كتابخانه آيةالله مرعشى در قم و كتابخانه عمومى شرقى خدابخش در پانتال هند, قرار دارند. اين مجموعه ها حلقه اتصال مهمى ميان گذشته شكوهمند و حال ناخوشايند به شمار مى روند.
چاپ كتاب دير به جهان اسلام وارد شد. نگهدارى و فهرست نويسى سنتى مخطوطات ارتباط ضعيفى با عمليات كتابدارى مدرن و كنترل كتابشناختى (سيستمهايى كه به كاربران امكان شناخت, تعيين محل و دستيابى به اثر مورد نظر را مى دهند) دارد. كنترل كتابشناختى شامل فهرست نويسى, طبقه بندى, نمايه سازى و همچنين توليد كتابشناسيها و فهرستهاى راهنما مى شود. همه اين گونه فعاليتها در كشورهايى جز ايالات متحده, (دكومانتاسيون) [دبيزش, سندآرايى, طبقه بندى اسناد, گردآورى, سازمان دادن و اشاعه دانشهاى تخصصى] ناميده مى شود.
روى هم رفته كتابدارى اسلامى در طول قرن بيستم در وضع اسفبارى به سر مى برد. چاپ كتاب و ديگر مواد مكتوب در جهان اسلامى در حال شكوفايى است, ولى توان كتابداران مسلمان براى به دست آوردن اين مواد به مقدار لازم, محدود است. هرچند كه اين مشكل ناشى از عدم صداقت, تفكر جدّى و يا همدلى ميان كتابداران مربوطه نيست.
در طول دوران استعمار, كتابخانه هاى مدرنى به دست اروپاييان در كشورهاى اسلامى تأسيس و اداره شد. همچنين به فاصله كمى پس از دوران استعمار كتابداران حرفه اى بريتانيايى بر كتابدارى مستعمره هاى قبلى بريتانيا مسلط بودند. اما اينك آموزش كتابدارى به اندازه كافى در كشورهاى اسلامى پيشرفت كرده است كه كتابداران مسلمان خود اين رشته را رهبرى كنند. پاكستان و مصر خصوصاً به سبب آموزش كتابدارى خويش مورد توجه هستند و اين دو كشور صادركنندگان عمده كتابداران حرفه اى و آموزش ديده و مجرب به منطقه خليج فارس به شمار مى روند.
موضوعاتى چون فهرست نويسى, طبقه بندى, كتابخانه ملى و قوانين كتابخانه عمومى كه جهان آنگلوـ آمريكايى خيلى پيشتر بدانها پرداخته بودند, همچنان براى مسلمانان چالشهاى سختى برمى انگيزد. رهيافت اسلام ـ محورى به طبقه بندى و سرعنوانهاى موضوعى, هنوز همچون رويايى است كه از تحقق عملى دور است. طبقه بندى دهدهى ديويى, در عين نامناسب بودن, غالباً با تغييراتى محلى به وسيله كشورهاى مسلمان مورد استفاده قرار گرفته است, ولى اينك طبقه بندى كتابخانه كنگره همراه با سرعنوانهاى موضوعى خود در حال كسب شهرت و مقبوليت است. مسلمانان همچنان درپى ارائه طبقه بنديهاى اسلامى هستند, اما هيچ يك كارآيى خود را براى استفاده عمومى به اثبات نرسانده است.
بيشتر كشورهاى مسلمان موفق به احداث گونه اى كتابخانه اى ملى شده اند و برخى ـ مشخصاً مصر و تونس ـ اقداماتى جدى براى تهيه كتابشناسيهاى ملى به عمل آورده اند. متأسفانه, به نظر مى رسد كتابخانه هاى عمومى در بيشتر كشورهاى جهان اسلام از اولويت چندانى برخوردار نيست و اين كتابخانه ها كلاً در بسيارى از كشورها كم هستند و غالباً اين كتابخانه ملى است كه ـ به دليل نبود متولّى ـ خدمات كتابخانه عمومى را عرضه مى كند. تركيه, اردن, پاكستان و مالزى به سبب تأسيس كتابخانه هاى عمومى قابل ذكرند; در لاهور و كوالالامپور حتى كتابخانه هاى عمومى ويژه كودكان نيز وجود دارد. خانه اى در مكه كه پيامبر اكرم ـ ص ـ در آن زاده شد به كتابخانه عمومى تبديل شده است. كيفيت كتابخانه هاى آكادميك, متغير است, اما در مجموع اصلاحى ممتد, آرام و ثابت را نشان مى دهد.
مهمترين مسائل كتابخانه هاى امروز; يعنى اتوماسيون, پرهيز از ريزش اطلاعات و بالاتر از همه مشاركت و شبكه اى كردن كتابخانه ها بويژه در جهان اسلام چالش برانگيزند.
عربستان سعودى و ديگر كشورهاى خليج فارس, به سوى مشاركت منطقه اى پيش رفته اند. پايگاه اطلاعاتى مستقيم آنان به نام (GULFNET) الگويى براى ديگر كشورهاى اسلامى به شمار مى رود. كتابخانه هاى مالزى نيز كامپيوترايز و شبكه اى شده اند.
مشاركت بين المللى, هماهنگ سازى فعاليتها و شبكه اى كردن كتابخانه هاى سراسر جهان اسلام, بزرگترين مسأله را تشكيل مى دهد كه با تمام گفتگوهايى كه درباره آنها شده است.
حلّ آن همچنان دور به نظر مى رسد. كنگره كتابداران و اطلاع رسانان مسلمان كامليس (Comlis) كه قبلاً مقرّ آن در مالزى بود, براى بررسى اين مسأله برگزار شد و اعضاى آن تاكنون سه نشست داشته اند, ليكن بيشتر اوقات غيرفعال بوده است. سازمان كنفرانس اسلامى, مركز تحقيقات تاريخ, هنر و فرهنگ اسلامى (IRCICA) را در يلديزسراى در بيسكتاس استانبول تأسيس كرده است. اين مركز برخى كارهاى مهم در زمينه كتابشناسى بين المللى اسلامى انجام داده است. هنوز مجله اى بين المللى و محققانه كه وقف دانش كتابدارى باشد وجود ندارد, اگرچه دست كم به يك مورد از آن سخت نياز است.
در اسكندريه مصر, كارهايى در عرصه تأسيس كتابخانه بزرگ اسكندريه شده است و قرار است در سال ١٩٩٨ به يادبود كتابخانه بزرگ باستانى اسكندريه در همانجا افتتاح شود (ديگر كسى بطور جدى درپى سرزنش كردن مسلمانان به خاطر ويرانى اين كتابخانه نيست, زيرا بسيار پيشتر از آنكه مسلمانان وارد اين شهر شوند, اين كتابخانه ويران شده بود), اگرچه به نظر مى رسد اين كتابخانه مشخصاً درباره اسلام نباشد, انتظار مى رود كه يكى از بزرگترين مخازن كتابخانه ها را با آخرين تكنولوژى اطلاعات داشته باشد. بنابراين مى توان اميدوار بود كه كتابدارى اسلامى از آن بهره ببرد.
براى رويارويى با اين چالشها و پيروزى بر آنها, دانش كافى وجود دارد, تكنولوژى بسادگى دست يافتنى است و سرمايه لازم قابل تأمين است. آنچه كتابداران مسلمان را سردرگم كرده است, فقدان سازماندهى, عدم مشاركت و نداشتن ابتكار عمل براى حركت به سوى اين هدفهاست. گويى تفرقه سياسى در جهان اسلام, در پراكندگى كتابدارى منعكس شده است; پيشرفت وجود دارد, اما با كندى.
متون ادوارى
كوشش براى تحديد و تعريف (متون ادوارى اسلامى) اگر محال نباشد, دشوار است. به كار گرفتن اصطلاح (متون عربى) به عنوان معادل (متون اسلامى) و توسعه دامنه آن تا حدى كه متون فارسى و تركى را نيز دربر بگيرد, از سالها پيش, سنّت شرق شناسى بوده است. با اين حال اردو و مالايى توجهى را كه لازمه دو زبان متعلق به حدود نيمى از مسلمانان جهان است, كسب نكرده است. براى اهداف فعلى, ما متون اسلامى را به عنوان پيكره متون مسلمانان به هر زبانى كه باشد تعريف مى كنيم و خود را به مباحث فنى اين موضوع محدود نمى سازيم.
غير از توليدات ادبى مسلمانان, اسلام همچنان دينى است كه بيشترين مطالعه درباره آن, به وسيله غيرمعتقدان به آن صورت گرفته است. با وجود پيشداوريهاى ايدئولوژيك سرشتى شرق شناسى, نديده گرفتن مجموعه كارهاى آن نسنجيده خواهد بود; اگرچه كارى را به صرف اينكه درباره اسلام يا مسلمانان است, نمى توان بسادگى و مستقيماً آن را بخشى از متون اسلامى دانست. چنين كارهايى هرچند در اين قلمرو است, بايد آن را فاقد روح ايمان دانست كه خود مشخصّه مركزى كارهاى ادبى اسلامى را تشكيل مى دهد. نگاه گذراى زير بر آن است تا اين روح اصلى را در پيكره گسترده پيايندهاى اسلامى مدنظر داشته باشد.
متون ادوارى اسلامى, نخستين تجربه خود را با انتشار (العروة الوثقى) آغاز كرد كه سيد جمال الدين (١٨٣٨ـ١٨٩٧), يكى از اصلاحگران بزرگ مسلمان آن را پايه گذارى كرده بود. نخستين شماره اين روزنامه در ١٣مارس ١٨٨٤ ميلادى در پاريس منتشر شد. اين حركت به عنوان مقاومت مسلمانان در برابر استعمار, انگلستان را بحدى خشمگين كرد كه حكومت عثمانى را متقاعد نمود از پخش آن جلوگيرى كند, در هندوستان حاكمان انگليسى جريمه سنگينى معادل صد ليره و دو سال زندان به عنوان كيفر داشتن اين روزنامه وضع كردند و مصر نيز كيفر مشابهى وضع نمود.
براثر افزايش فشارها, اين جريده پس از هفت ماه و انتشار هيجده شماره در ١٧اكتبر ١٨٨٤ متوقف گشت. اخيراً دكتر عبدالحكيم طبيبى, يكى از پيروان افغانى با انتشار دوماهانه اى با همين نام در ژنو, خاطره افغانى را همچنان زنده نگه داشته است. احساسات پان اسلاميك افغانى بازتاب جديد بيشترى در (Muslim world) (كراچى) كه بوسيله موتمر العالم الاسلامى منتشر مى شود و (Muslim world league Journal) كه رابطة العالم الاسلامى آن را در مكه مكرمه منتشر مى كند, داشته است. به عنوان مطلع انتشار مجلات علمى به وسيله مسلمانان, (Islamic culture) كه در سال ١٩٢٧ با حمايت سلطان حيدرآباد دكن (هندوستان) منتشر شد, نمونه چشمگيرى به شمار مى رود. نخستين سردبير آن محمد مرمدوك پيكتال, مسلمان نامدار انگليسى بود كه ترجمه قرآن او بعدها حقيقتاً اثرى كلاسيك قلمداد شد. پس از مرگ پيكتال اين مجله در دستان تواناى مسلمانى لهستانى و يهودى تبار به نام محمد اسد قرار گرفت كه ترجمه قرآن و شرح صحيح بخارى او بعدها برايش جايگاهى احترام آميز در ميان مسلمانان به ارمغان آورد. نزديك به نيم قرن (Islamic culture) (فرهنگ اسلامى) بى رقيب ماند. انتشار اين مجله اخيراً متوقف شده است.
پس از استقلال پاكستان, چندين مجله از جمله (Islamic litrature) (ادبيات اسلامى), (Islamic studies ) (مطالعات اسلامى), (اقبال ريويو و همدرد اسلاميكوس, شهرتى كسب كرد. اسلاميك ليتريچر به دليل گستراندن روح بنيانگذار آن شيخ محمداشرف, يگانه بود و با مرگ او نيز مرد. شيخ متهورانه دست به ابتكارى زد و نوشته هاى علمى مسلمانان را منتشر كرد. اسلاميك استاديز و (فكر و نظر) همتاى آن به زبان اردو, همچنان مى كوشند, خلأ باقى مانده از فقدان اسلاميك كالچر و اسلاميك ليتريچر را پركنند. (اقبال ريويو) خود را به عنوان تنها و مهمترين منبع تحقيقى درباره فلسفه علامه محمد اقبال متمايز ساخته است. همدرد اسلاميكوس و همتاى آن مجله (همدرد مديكوس) موقوفه ابدى حكيم محمدسعد را بازمى تابانند. آنان مانند مؤسسه وقف ديانت تركيه (در استانبول) اظهار مى دارند كه همان گونه كه سنت وقف در دوران شكوفايى مسلمانان نقش موفقى در گسترش دانش داشت, امروزه نيز مى تواند چنين كند و اين سنت منسوخ نشده است. برخى ديگر از مجلات برجسته پاكستان عبارتند از (Universal Message) (پيام جهانى), قرآن الهدى, (Islamic Order) (نظم اسلامى) و مجاهدين (در پيشاور).
مطبوعات علمى هند با عناوينى چون (Islam and the Modern age) (اسلام و عصر جديد), (Journal of objective studies) (مجله مطالعات عينى), (Aligarh Journal of Islamic Philosophy )مجله فلسفه اسلامى عليگره), (Islamic Times) (Radiance) (تابش), علوم القرآن والرسالة, مى درخشند. Muslim India از مجلات قابل توجهى است كه گزارشهاى مستندى از جزئيات مشكلات جارى مسلمانان هند به عنوان يك اقليت ارائه مى كند. ديگر مجله آن خطه (كشمير) نام دارد.
تقريباً در پنجاه سال گذشته مجله (Glasnik) تنها صداى مسلمانان بوسنيايى و منبع حياتى تاريخ اسلام در بالكان بوده است. نسل كشى مسلمانان بوسنى كه همچنان جريان دارد, ادامه نشر اين مجله را ناممكن ساخته است. مجله (Islamica Misao) (در سارايوو) نيز دچار همين سرنوشت شده است. تركيه رسماً به عنوان دولتى سكولار شاهد رشد بى سابقه متون اسلامى در قرن بيستم بوده است. بديع الزمان سيد نورسيزنور, كار طولانى انتشاراتى خود را با مشاركت در مجلاتى چون (Islamic arastirmalar) ديانت, اسلام (در استانبول), Gene Akademi و بيلگى و حكمت ادامه مى دهد. در اندونزى نيز عناوين اسلامى در حال شكوفايى هستند كه از جمله مى توان اين مجلات را نام برد: (الحكمه), (علوم القرآن), (قبله), (بسترى) و (اذان).
تعداد بسيارى از پيايندها پس از انقلاب اسلامى در ايران پاگرفته اند. مجلاتى چون (التوحيد) (محجوبه), (Echo of Islam) و پيام ثقلين با نشر چند زبانه خود متمايزند.
مسلمانان آسياى مركزى با عرضه پيكره تنومندى از متون در حال كسب شهرت هستند. احتمالاً (Journal of central Asia) (مجله آسياى مركزى) كهنترين مجله در اين عرصه به شمار مى رود. ديگر عناوين عبارتند از: (AACAR Bulletin) (مرجع دوسالانه اى بسيار سودمندى در عرصه مطبوعات), (Central Asia) (آسيا مركزى). (Central Asia Brief), (Central Asia Monitor) و (Central Asia Survey).
مجله مطالعات فلسطينى (Jiurnal of palestine studies) تنها و مهمترين منبع داراى مقالات علمى درباره فلسطين است. گزارش واشنگتن درباره امور خاورميانه (Washington Report on Middle East Affairs) به داشتن رويكرد بى طرفانه شناخته شده است. مجله (The united Nations Relief and works Agency's palestine) امروزه نشريه رسمى درباره آوارگان فلسطينى به شمار مى رود. ديگر نشريات مربوطه عبارتند از (الفجر), (Human rights up date),(Israel and palestine political Repori), (American View), (April ١٧) و (Breaking the siege). مركز تحليل سياسى فلسطينى, مستقر در واشنگتن, گاه گاه روزنامه ها و گزارشهايى منتشر مى كند.
در دهه هاى اخير اجتماعات اقليتى مسلمانان مقدار قابل توجهى آثار پيايندى منتشر كرده اند. مهمترين كار علاوه بر اين آثار مجله اى است درباره خود اقليتهاى مسلمان است به نام (Journal Istitute of Muslim Minority Affairs) كه در جده منتشر مى شود. اين مجله كه مرحوم دكتر سيد زين العابدين مؤسس آن بود, ممكن است در آينده يكى از معدود مجلات اسلامى با شهرتِ بين المللى گردد.
در انگلستان و آمريكا, دو مجله (The Muslim) و (Islamic Horizons) به ترتيب طليعه ظهور شمارى از پيايندهاى جارى بودند. در كانادا (Crescent Internotional) (هلال بين المللى احتمالاً قديمى ترين نشريه در نوع خود است. مسلمانان استراليايى با انتشار (Insight) (بصيرت) و سپس (Australasion Muslim Times) گوى سبقت را ربودند. مجله لندنى (Impact International) (نفوذ بين المللى) از ميان كهنترين مجلات نيمه آكادميك مى كوشد, نفوذى در سراسر جهان به دست آورد. در نشر فصلنامه اسلامى (Islamic Quarterly) در لندن افولى غيرمتعارف مشاهده مى شود. مجله (Muslim wise) صداى تازه و پرشور جوانان مسلمان, در تاريخ ژورناليسم مسلمانان, به سبب ابتكار عمل و جسارت خود به ياد خواهد ماند. هفته نامه نوگراى ديگرى جانشين آن شد به نام (Muslim update) كه بوسيله فاكس چاپ مى شد, اما عمر آن كوتاه بود. خوشبختانه هفته نامه (Q. News) كه بوسيله همان گروه نويسندگان جوان و متعهد منتشر مى شود انعطاف بيشترى از خود نشان داده است. (Muslim News) مجله جديد مؤثر ديگرى است. دو مجله خارج از لندن كه اينك ديگر از رده خارجند نيز قابل ذكرند. (افكار) و (Arabia) (عربستان) كه هر دو خوانندگان فراوانى را در بسيارى از كشورهاى اسلامى سرگرم مى كردند.
(مجله بين المللى اسلامى و مطالعات عربى)
(International Joutnal of Islamic and Arabic studies) كه در بلومينگتون اينديانا منتشر مى شود نخستين مجله مسلمانان آمريكاست كه استانداردهاى رايج مجلات علمى را به دست آورده است. بعدها مجله (American Journal of Islamic social sciences) با رهيافت اسلامى كردن دانش ظاهر شد. اينك, (مناره), (InQuiry) و (Message) (پيام) از مجلات جاافتاده جامعه مطبوعات به شمار مى روند, در اين حال مجله (New Trend) (روند تازه) همچنان خوانندگان وفادار خود را حفظ مى كند.
(American Muslim) مجله نسبتاً جديدى است با جذابيت فراوان و كشش گسترده. مجله (Muslim Media watch Newsletter) نخستين كوشش سيستماتيك در عرصه بررسى رسانه هاى گروهى به وسيله مسلمانان است. جامعه آفريقايى ـ آمريكايى, دو مجله معتبر دارند:
(Muslim Journal) و (Final Call) (آخرين اصلى ترين مجله خواندنى جامعه عربهاى آمريكا, (ADC Times) است.
ساليانى است كه مسلمانان هنگ كنگ, سنگاپور, تايوان, ژاپن, جزيره موريس و كشورهاى اتحاديه, با جديت مجلات (Hong kong Muslim Herald), (Muslim Reader), (Islam in china) (اسلام در چين), (السلام), (Lacroissant), و (الاسلام) را به ترتيب منتشر كرده اند. مجله النهضه (در كوالالامپور) به سبب پوشش سراسر منطقه اى خود, مشهور است.
مسلمانان اسپانيا نيز با انتشار عناوينى چون (لام الف), (بولتن بسم الله) و (احسان) بر صحنه مطبوعات ظاهر مى شوند. مسلمانان جنوب آفريقا پايگاه مطبوعاتى نيرومندى دارند. (القلم), (مجلس), (Muslim Views), (العلم) (به دو زبان) و (الاسلام) (در كيپ تاون) برخى از عناوين پرتيراژ به شمار مى روند.
درباره زبان و ادبيات عربى, برخى مجلات استاندارد عبارتند از: (اللسان), (العربى), (Journal of Arabic studies) (در برونئى. دارالسلام), (Journal of Arabic literature), (Revue de la lexicologie) و (Islamic Eebivat) (ادبيات اسلامى) در استانبول. ديگر عناوين اين حوزه شامل (العربيه), (ادبيات), و Journal of Afro-Asiaticاست. مجله (Muslim Musings) (متفكران مسلمان) عنوان تازه و تحريك آميزى است بر صحنه ادبيات.
در زمينه حقوق اسلامى كمبود مشخصى به چشم مى خورد; فصلنامه اسلامى و حقوق تطبيقى (Lamicand Comporative Law auarterly) تنها مجله برجسته اين عرصه است. دو مجله كه دانشگاه بين المللى اسلامى كوالا لامپور آنها را با عنوانهاى (IIu law Journal) و (Syariah law Journal) منتشر مى كرد, اينك متوقف شده اند. مجله (Journal perundungan) (در كوالا لامپور) انتشار نامنظمى دارد. مجله (Journal Syariah) انتشار خود را تحت حمايت دانشگاه مالايا آغازيده است. ديگر عناوين اين حوزه عبارتند از: (Arab law Quarterly), (فصلنامه حقوق عربى), و (rab law and Society) (حقوق عربى و جامعه).
در ميان مجلات تخصصى, (Journal of Islamic Science) برجسته ترين عنوان به شمار مى رود. اين تنها مجله در نوع خود است كه به دانش نو و تكنولوژى از منظرى اسلامى مى نگرد. ديگر عناوين مربوطه عبارتند از (Islamm Today) (Science and tecnology in the Islamic world), (kesturi) (علم و صنعت) (Journal of the Islamic Acade my of Science) و (Islamic thought and Scientific Creativity).
تنها معدودى از پيايندها مسائل آموزشى اسلامى را عنوان مى كنند. فصلنامه (Muslim Education Quarterly) زاده نخستين كنفرانس بين المللى آموزش اسلامى در مكه مكرمه در سال ١٩٧٧ميلادى است كه تاكنون نشر آن ادامه دارد. مجله ديگرى در كوالا لامپور با عنوان (Journal pendidican Islamm) منتشر مى شود. مجله جديد ديگرى نيز در ايالات متحده با عنوان (Muslim teachers college Journal) منتشر مى گردد.
گرايش جديد به اقتصاد اسلامى موجب فزونى متون در اين حوزه شده است. مجلات برجسته در اين موضوع عبارتند از: (Journal of Islamic Economics), (مجله اقتصاد اسلامى), (Pakistan Development Review) (Humanomics) (New Horizon) (افق جديد) (American Journal of Islamic Finance), (Journal of Economics cooperation among Islamic Countries), (Middle East Business Economic Review) (Islamic Economic Studies), (Journal of Islamic Banking and Finance).
طب اسلامى موضوع اصلى سه مجله است كه mdard Medicine كهنترين آنها به شمار مى رود, (Journal of the Islamic Medical Association of North America) (Journal of the Islamic Medical Association of south Africa).
مجله (Islamic world medical Journal) اندكى پس از انتشار در لندن, متوقف شد. مجله قابل تحسين Medical Journal of the Islamic Republic of Iran (مجله پزشكى جمهورى اسلامى ايران) را بايد به جمع فوق افزود. مجله (جهاد و توحيد) تنها پيايند اسلامى است كه به موضوع ايدز مى پردازد.
تحقيقات و مطالعات درباره زنان در نشريات آكادميك جهان اسلام چشمگير نيست; با اين حال عناوينى چون (محجوبه), (اُمّى) (مادرم), (الوردة), (مسلمه) (Mother's sense) (حس مادرى), (Muslim Family) (خانواده مسلمان), (Soembike) (در قازان روسيه), (Islamic sisters International) و (كدين و ايله) نشان دهنده رويكردى اسلامى به مسائل زنان و خانواده است. حداقل چهار مجله به سبب پرداختن به امور زنان مسلمان از منظر فمينيستى مهمند. اين مجلات عبارتند از: (شركت گاه نيوزلتر), (احفاد جورنال), (نيمه ديگر)و (Women living under Muslim laws).
متأسفانه هنر, صنايع دستى و معمارى اسلامى, ازجمله عرصه هايى است كه در ميان پيايندهاى اسلامى از آنها غفلت شده است. پيشواى بى رقيب در هنر اسلامى, مجله (Arts and the Islamic world) (هنرها و جهان اسلام) بود; امّا پس از انتشار حدود بيست شماره به دليل نداشتن سرمايه تعطيل شد و مجله (EAstern Art Report) (گزارش هنر شرقى) نيز به همين سرنوشت دچار گشت. مجله (ICA Newsletter) كه مرجع سودمندى است, احتمالاً آخرين اميد محققان هنرهاى اسلامى است. انتشار مجله تحسين برانگيز (معمار) اينك متوقف شده است.
در عرصه متون مربوط به مطالعات بين الاديان نيز رشد مشهودى ديده مى شود. برخى از مجلات اين حوزه عبارتند از: (Focus on Christian-Muslim Relations) (تمركز بر ارتباطات مسيحى ـ مسلمان) (Islamo christional), (Henry Martin Institute of Islamic studies Bulletin) (بولتن انستيتوى اسلامى هنرى مارتين) و (Islam and christian-Muslim Relations) (اسلام و ارتباطات مسيحى ـ مسلمان).
در زمينه منابع پيايندى مرجع (راهنماى كتاب و مجلات) (Muslim world Book Review) نمونه قابل توجهى است كه تنها مجله (Digest of Middle East studies) مى تواند در مواردى با آن رقابت كند. پيوستِ (Index of Islamic Literature) كه همراه با هر شماره (Muslim Book Review) منتشر مى شود, منبع كتابشناختى اسلامى مفيدى به زبان انگليسى است. در مورد مواد عربى, (عالم الكتب (در رياض) مرجعى عالى به شمار مى رود. (فصل كتاب) [احتمالاً فصلنامه كتاب درست است] درباره انتشارات فارسى مفيد و مناسب است. (Periodica Islamica) كه بوسيله منوّر احمد انيس [نويسنده همين مدخل] منتشر مى شود, به عنوان برجسته ترين مرجع جارى دانش در ميان نشريات اسلامى كه از منظر چند رشته به آنها مى نگرد, سرويس مى دهد.
سرانجام, مطالعات ميان رشته اى, مجلات جديدى پديد آورده است كه برخى از تازه ترين آنها عبارتند از (الكلام) (در لاهور) و (الادواء) (در لاهور).
از زمان سيد جمال تا علامه قطب, نشريات اسلامى رو به كمال بوده و بطور ملموسى آماده بهره بردارى و ارزيابى است. شكافهايى ميان كيفيت توليد و عدم انعطاف سردبيران به چشم مى خورد; آشكارا عرصه ها و زمينه هايى كه محققان مسلمان در آنها و براى كمال بيشتر فعاليت مى كنند, مغفول عنه واقع شده است. اينك زمان آن فرارسيده است تا محققان مربوطه به طور انتقادى وضع انتشار پيايندها را در جهان مسلمان ارزيابى كنند.منبع
The oxford Encyclopedia of the Modern Islamic world
نيويورك: انتشارات دانشگاه آكسفورد, ١٩٩٥.
o